تبليغاتX
شبانه
 
   
     
 
 
  جایی میان سکوت و حرف

وقتی که حرف می زنم به یاد تو می افتم

وقت سکوت هم.

آنجا کجاست پس؟

جایی میان سکوت و حرف

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
  دیوانه ی نگران

چه بگویم از ناتوانی ام؟

کتاب های کلاس آخر را اول به خورد ما دادند!

آخ چقدر عاشق کلاس اول خواندنم

                     بی آنکه بر سادگی الفاظ بخندم

آخ که چقدر کلاس اول خوب است

وقتی حرف ها٬ را واژه ها را یکان یکان

در کف دست هایت حس می کنی

وقتی که آب٬آبی ام می کرد

                                    و باران خیس!

وقتی که حرف ها٬بی آنکه در ترازوی جمله ها!

وقتی که حرف خود تو بود!وقتی که حرف خدا بود!

بگذار یک بار دیگر کلاس اول باشم!

بگذار آرام آرام حرف ها را٬واژه ها را

دیوانگی کنم!

هزار بار بنویسم

این مشق خیس را!

هزار بار با هرچه ایراد!

با هرچه ایراد

اما باز بنویسم!

با هر چه ایراد

با هرچه ایراد...

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
 

قصه ي جانكاه يك جفت چشم(۱)

 

ارنا:پورتره اي از كيرشنر نقاش اكسپرسيونيست

حدود ۷سال ،نه شايد هم ۸سال يا بگذار ببينم ۱۰سال است شايد،خلاصه سال هاي زياديست كه اين مرض لعتني به جانم افتاده.مي گويند اين مرض در خانواده ي ما ارثي است.حتي پدربزرگ را هم همين مرض از پا در آورد.چه مرضي؟چميدانم هزار و يك اسم برايش گذاشته اند.اصلا اسم ها مگر چه معنايي مي دهند؟چند وقت پيش در اخبار شنيدم كه اين ويروس از قبايل اروپايي مي آيد ولي من باور نمي كنم چون پدر بزرگ من در طول عمرش يك بار هم يك اروپايي را حتي از ۲۰۰ متري نديده بود.

شايد از خودتان بپرسيد چرا به دكتر نمي رويم.خب فكر كرده ايد ما به فكر درمان نبوده ايم؟نه اصولا هيچ آدم عاقلي اين درد را همين طور بي دليل تحمل نمي كند.راستي پاك يادم رفته بود بگويم كجايم درد مي كند؟(خب اين هم يك سال حسابي)

اول فكر مي كردم چيزي در وسط مغز سرم شروع به زدن مي كند،آن موقع حدودا ۷ يا ۸ يا نمي دانم ۱۰ سال پيش بود.كم كم اين نبض ها سنگين تر شد و تيري از مركز به جلو مغزم كشيده مي شد.حالا حدودا چند سال بيش تر نيست كه كانون درد را پيدا كرده ام:چشم هايم!

من تقريبا اين روز ها در اوج مراحل بيماري خود به سر مي برم.اين مرحله بسته به فرد بيمار از چند سال تا حتي يك عمر طول مي كشد.هدف اصلي اين ويروس چشم ها هستند. آن قدر تكثير مي شوند كه تمام مغز بيمار را مختل مي كنند.پدر بزرگ تعريف مي كرد در اين مرحله بيمار آرزو مي كند سرش را با گيوتين از بدنش جدا كنند.سر تبديل مي شود به يك توده ي فشرده ي درد!اطرافيان بيمار اغلب از درد ها و عربده هاي مريض جان به لب مي شوند.چند وقت پيش شنيدم علما دستور داده بودند در صورت رضايت بيمار اطرافيان مي توانند خواسته ي او را عملي كرده و به هر نحو ممكن سرش را از بدنش جدا كنند!

حال مي رسيم به سوال شما:چرا به دكتر نمي رويم؟بايد عرض كنم،ما اگر خودمان هم نخواهيم سوژه ي آزمايش اين خيل عظيم علما هستيم.حدودا به تعداد تمام لحظه هاي زندگي ام نسخه ي درمان برايم نوشته اند.البته اين كثرت نسخه ها خود نشان مي دهد كه بدبختانه آنها هنوز نتوانسته اند بيماري مرا درست درك كنند.البته شايد دليل ديگري هم داشته باشد،مي گويند اين ويروس در بدن هر بيمار تغيير شكل مي دهد و تبديل به ويروس بخصوصي مي شود و نياز به نسخه ي درمان متفاتي دارد.

البته بايد صادقانه بگويم تا به حال به هيچ كدام از نسخه ها به طور كامل عمل نكرده ام.من نصايح آنها را مي شنوم .گاهي سر تكان داده و لبخند مي زنم(فكر مي كنم حركت روشنفكرانه ايست!)بعد وقتي از اتاق بيرون مي آيم،باز شروع مي شود همه چيز از اول!بايد اعتراف كنم كه من اصولا به درمان ايمان دارم،براي همين هم هست كه بدان عمل نمي كنم!مي خنديد،ولي باور كنيد من بي نهايت به پيشرفت علما معتقدم .آنها بالاخره روزي خواهند فهميد اوضاع از چه قرار است ولي آن روز امروز نيست!امروز تنها مي توان لبخند زد و سر تكان داد.

(حالا بعدا چند نمونه ازين نسخه ها رو برات تعريف ميكنم،فعلا بسه!)

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
 

سایه

قدم میزنم خیلی سریعِ،با هم زمانی آهنگی که باید تمامی فضای ذهنم را پر کند.آنقدر بلند که صداهای دیگر را خفه کند.تنها همین را می توان گفت:خفه کند!

به یاد ریاضیات وجودی کوندرا می افتم:"میان آهستگی و حافظه رابطه ای وجود دارد؛رابطه ای نهانی که میان سرعت و فراموشی نیز برقرار است.به این موقعیت کاملا پیش پا افتاده توجه کنید:مردی در خیابان قدم می زند،در لحظه ای خاص می کوشد چیزی را به یاد آورد،اما یاد آوری و حافظه از او می گریزد.ناخودآگاه سرعتش را کم می کند و قدم هایش آهسته تر می شوند.در همین فاصله شخصی که قصد فراموش کردن اتفاق ناگواری را دارد،ناخواسته به سرعت گام هایش می افزاید و تند تر قدم برمیدارد،گویی در تلاش است تا خود را از آنچه که هنوز در این لحظه بسیار به وی نزدیک است،دور سازد.

میزان آهستگی در تناسب مستقیم است با شدت حافظه،میزان سرعت در تناسب مستقیم با شدت فراموشی"

قدم می زنم هنوز خیلی سریع و فکر می کنم نا گزیر!فکری مزاحم که رهایم نمی کند!در میان این همهمه یک کشف،یک کشف عظیم رخ می دهد.آرام تر می روم،سایه ای پیش رویم می بینم!سایه ای که از نور چراغ های شهر،گاه کوچک و گاه بزرگ،محو می شود و باز انگار از نو متولد!سایه به طرز غریبی تنم را به لرزه می اندازد.می ایستم، سایه می ایستد.راه میروم،او هم راه می رود.

 تا به حال دقت کرده ای :سایه های ما هیچ فرقی با هم ندارند.حس می کنم ما هر از چند گاهی نیازمندیم سایه ی خود را ببینیم و سایه ی اطرافیانمان را!سایه نقش همیشگی اما ناپایدار وجود است.تا هستی سایه ی تو همچون غریبه ای در کنارت می آید و محو می شود و باز فارغ از هرچه بودنت می آید و محو می شود.ما را چه می شود که سایهایمان را از یاد می بریم؟علم هم بر سایه های ما  هیچ سرمایه گذاری نمی کند!آخر سایه پدیده ی قابل شناختی نیست چراکه نه پایدار است و نه فایده مند.علم آدم ها را فارغ از سایه هایشان می شناسد.جسم او ارزشمند تر و کمی بادوام تر است.ما هم عادت می کنیم سایه هایمان را نادیده بگیریم و به ویژه سایه های دیگران را!آن وقت راحت می توان ابعاد وجودی را اندازه گرفت:آدم هایی با قد و وزن و لب و ناخن!افکاری مامانی و قالبی!تردیدهایی استاندارد و سوسولی و هزار و یک قالب دیگر که از خواص این نگاه است.

سایه را نمی شود در قالب ریخت،نمی توان اندازه گرفت و نمی توان مارک زد چراکه هستی اش طول و عرض و ارتفاع و عمق و شعور را در یک لحظه دود می کند و باز لحظه ای نو متولد می شود!

وجود فارغ از چگونه بودنش به یک میزان در همه ی ما هست و نیست می شود.بیایید سایه های همدیگر را ببینیم باشد که اسیر قالب ها نشویم...

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Fix Template

سي دي كاتالوگ چند رسانه اي گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog دامنه فارسی

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور