تبليغاتX
شبانه -
 
   
     
 
 
 

یک مشت  تز ساختارگرایانه

انتخابات های انجمن علمی دانشکده ها هر دو سال یک بار جمعیت زیادی مدعی دارد و برای همین پرشور برگزار می شود.انجمن علمی یک سال متشکل است از دانشجویان سال سومی و چهارمی و تا زمانی که این جمعیت هست امکان حضور سال دومی هایی که در موقع انتخابات سال اولی خطاب می شوند وجود ندارد.اما سال بعد جریان تغییر می کند و اعضا عموما متشکل از سال سومی ها و سال دومی ها می شوند.سال دومی هایی که هنوز سال اولی خطاب می شوند اما به دلیل نزدیکیشان به نسل ما قبل خود قابل پذیرش هستند.(اما از سال های ما قبل همیشه عده ای حضور دارند که به هر دلیلی دوست دارند دوباره شرکت کنند) جوان بودن این نسل و امیدواری به تغییر شرایط و حضور دوباره ی عده ای از نسل های ما قبل، سبب شرکت جمعیت بیشتری در انتخابات می شود.ازین روست که انتخابات های امسال ما هم پر شور تر بود.(البته اگر طبق آیین نامه انتخابات در آبان برگزار شود این روند تغییر می کند.)

اما انتخابات های امسال به دلیل دیگری هم پرشور بود که به نظر من نباید آن را مهم تر از دلیل اول دانست و آن مسایل پیش آمده ما بین انجمن اسلامی و بسیج بود.دوستی بسیجی می گفت اگر من با خون خود بنویسم که واقعا با برنامه و هدف علمی می خواهم وارد انجمن شوم فکر می کنی کسی باور می کند؟می پرسیدم پس چرا در همان بسیج خودتان که واحد علمی هم دارید فعالیت نمی کنی؟حق دارد بخندد و بگوید مگر هر که بسیجی شد باید در را به دیدن بقیه ی آدم ها ببندد؟شاید من ساختارتشکلی یا برنامه های بسیج اقناعم نکرد.اصلا فرض کن از آن خسته شده باشم.آن وقت دیگر حق ندارم بدون توهم توطئه بخواهم فضایم را تغییر دهم؟اما میدانم باز هم با نگرش بدبینانه ی شما هنوز می شود شک کرد.بیایید مثل دکارت ته این شک را تصور کنم.بدترین حالت از نظر شما می تواست این باشد که به قولتان بسیج انجمن علمی را فتح می کرد!بعد چه می شد؟در دعواهای تریبون  آزادی یک یار به مدافعین بسیج افزوده می شد!(البته اگر زهرا مینایی در کار نبود.)این جوری زمان کتک و دعوا انجمنی ها بیش تر کتک می خوردند؟ساده انگارانه هم نگاه کنید جمعیتی اضافه نشده و فقط موقعیت مکانیش تغییر کرده پس نگران نباشید بیش تر تک نمی خوردید!حال سوال اینجاست:آیا یک بسیجی برای شما در قالب بسته ی یک تشکل دولتی تعریف شده، مفید ترست و یا در قالب یک تشکل باز نسبتا ضعیف تر؟

حال بیاییم بر سر این تغییر موقعیت مکانی کمی بحث کنیم:

بسیج با تغییر جایگاه خود از طبقه ی دوم به طبقه ی اول می توانست فاصله ها را تا حدی کم رنگ تر کند.به نظرم رویکرد تقابل گرایانه ی انجمن و بسیج فعلی را تا حدی می توان با همین سازماندهی فضایی تحلیل کرد:

هسته ی اصلی بسیج در حال حاضر در طبقه ی دوم و در کنار نمازخانه قرار گرفته است.این هم جواری نوعی احساس امنیت و اطمینان به ساکنان این تشکل می دهد.در مقابل انجمن اسلامی و چند تشکل دیگر درکنار آموزش و دفتر مدیر گروه قرار دارد و نوعی احساس نظارت و کنترل و عدم امنیت را می توان در ساکنین این تشکل ها مشاهده کرد.هرچند به نظر این احساس ها به صورت پیشینی وجود داشته اند اما حداقل اینکه ساختار فضایی آن را بازتولید می کند.این ساختار دوگانه را می توان در دیگر عناصر فضا هم مشاهده کرد.

به طور مثال عنصر زمان :در طبقه ی دوم ساعت نماز زمانی برای تشدید روابط درون تشکلی هم محسوب می شود.مناسکی که حداقل یک بار در روز پیوند ها را استوار تر می سازد اما در طبقه ی اول زمان مشترکی وجود ندارد چراکه مبدا مشترکی وجود ندارد.مبدا بودن یک زمان به چیست؟دورکیم می گوید:تقویم چیزیست که ضمن قاعده بندی فعالیت های جمعی بیانگر آهنگ تکراراین فعالیت هاست!اما در طبقه ی اول چه فعالیت جمعی صورت می گیرد؟افراد با هم نهار می خورند؟با هم به تریا می روند؟ضمن اینکه به یاد داشته باشیم اغلب فعالیت های جمعی شکلی مناسکی داشته اند یعنی بن مایه ای عقیدتی آنها را به هم پیوند می داده.

از دیگر عناصر فضا سبک روابط افراد در آن است.در طبقه ی دوم سبک روابط اغلب به صورت دوستی های گروهی و نه بیناشخصی بوده و در راستای یک آرمان مشترک جمعی شکل می گیرد.متناسب با این آرمان جمعی زبان هم متشکل از مفاهیم و لغات مورد نیاز این آرمان است.روابط گروهی هم در اینجا قالبی سنتی داشته  یعنی با پذیرش محوریت فرد یا افرادی به عنوان نماینده ی اجتماع صورت می گیرد.

اما در طبقه ی اول اصولا آرمان مشترک معنایی ندارد.آدم ها ی طبقه ی اول اغلب آرمان های فردی خود را دنبال می کنند و این آرمان فردی سبکی فردی به روابطشان می دهد و زبان هم متناسب با آن از فرد تا فرد فرق می کند. شاید تنها در حلقه ی کوچک مرکزی انجمن اسلامی بتوان شکلی مشابه از آرمان مشترک و سبک و زبانی خاص را (ادبیات انتقادی) مشاهده کرد که آن هم تنها در مواقع حساس است که این آرمان ارزش خاص میابد و فردی به عنوان نماینده ی آن آرمان با همان فرم سنتی مورد پذیرش واقع می شود.(گاه به دلیل مورد پسند بودن این فضا افراد تلاش می کنند ارزشمندی آن آرمان را به هر نحوی حفظ کنند.)

حال بیاییم ببینیم بسیج می خواست چه کار کند؟اینکه از طبقه ی دوم به طبقه ی اول بیاید.شاید بگویید این امکان پذیر نیست از کجا معلوم که بسیج نخواهد طبقه ی اول را مانند طبقه ی دوم کند؟پاسخ من این است:این ساختار فضایی تا مدت ها همچنان باز تولید می شود چه بسیج باشد و چه نباشد.من این رودر رویی را به دیده ی تردید نمی نگریستم چون معتقدم علاوه بر ساختار کلی فضا ،ساختار انجمن علمی هم به نوعی بر این ثبات دامن  می زند.می گویید انجمن علمی که ساختار ندارد.آدم ها با آمدن در آن،آن را دگر گون می کنند.می دانیم که انجمن علمی را از موصوفش نمی توان جدا کرد.هر چند این موصوف بسیار مناقشه بردار است اما فصل مشترکی میان همه ی تعاریف آن وجود دارد و آن نظم منطقی داشتن آن است یعنی بر اساس اصول متعارف و صور استدلالی مشترکی صورت می گیرد هر چند مواد این استدلات متفاوت باشد.(البته از منظر پارادایمیش را نمی دانم٬هرچند فکر نمی کنم ما در دو پارادایم متفاوت بحث می کنیم.)این فصل مشترک در شرایط فعلی یک کارکرد مثبت دارد و آن ایجاد فضای بحث و گفتگوست.چه زمانی شما فریاد می زنید؟فریاد و دعوا استفاده از زبان نمادینیست که بین ما مشترک است اما پیش از آن اگر فصل مشترکی در دیگر اشکال زبانی وجود داشته باشد بهتر که زبان کم هزیته تر را استفاده کنیم.

در وقایع دانشکده به این نتیجه رسیدم که این دو طیف جدا از هم به شدت در نقش خود فرو رفته اند.دو بازیگر که تنها به ذهنیت مخاطبان خود فکر می کنند  و اقناع مخاطب از همه چیز برایشان مهم تر است (گاه حتی از خود حقیقت)در دنیای بازیگری هر حرکت تو ممکن است نمادین تفسیر شود و هزار و یک معنا داشته باشد.(البته اگر هرمونوتیکی ببینی در همه ی رفتار ها اینطور است ولی بازیگر به قصد ٬رفتاری چند پهلو و مبهم از خود نشان می دهد.)این جمله که وقتی شانتاژ می کنند تو هم شانتاژ کن نشان می دهد که تخطئه تا چه حد برای نشان دادن تصویری خوب به مخاطب مطلوب واقع شده  است.

اما راه حل چیست؟به نظر می آمد بهتر بود ترس ها را کنار می گذاشتیم و فارغ از ذهنیت مخاطب با هم رودررو می شدیم و یک بار هم که شده بازیگری را رها می کردیم.کاری که ما را اگر نه با هم آشتی می داد،لااقل بر سر یک میز مینشاند.(رودرویی را هم به لحاظ مکانی و هم به لحاظ فکری گفتم.) هنوز هم دیر نشده،بگذاریم مخاطب ما فقط نتیجه ی این بحث ها را بشنود و نه این که در فرایند فرسایشی این دعوا ها هر روز آشفته تر شود٬همین!

 

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Fix Template

سي دي كاتالوگ چند رسانه اي گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog دامنه فارسی

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور